خوابم میاد
![]()
ها بیتربیت چیه ؟ به تو چه؟
ما به پایان نزدیکیم /شب را سیاهتر نکن...
![]()
ها بیتربیت چیه ؟ به تو چه؟
من
هر روز مجروح میشوم
تیر میخورم
اما در بیمارستان مسخرهام میکنند!![]()
یادت می آید
برایت نوشتم که هر کس به اندازه ی صفای روح خود به من
نزدیک میشود
من هیچ کس را از خود طرد نمی کنم
این نقطه های کثیف روح است که انسان را باطل میکند...
و تو باز هم
بعد از بارها عذر خواهی ظاهری دروغ گفتی..
برای بار آخر از تو می خواهم:
فراموشم کن!
***
همه بادبادک شدن ...نه همه کش شلوار شدن نه همه بادبادک شدن ....آخه تا چشاتو ببندی فورا در میرن میرن اون بالا بالا ها ...اووووووووووووووووووننننننننن بالاهاااااااااااااااااا...ها؟خو مگه چیه هرکی بادبادک بشه خو دست من نمیرسه بهش ...خو باید همیشه تنها باشم![]()
امروز دلم دوباره شكست...![]()
هوا سرد است و بارانی
پسر بچه دست فروش با موهای از ته تراشیده
در عرض خیابان می شمارد روزها را برای رسیدن به بهار به بهار به بهار....
و بهار چه ناجوانمردانه دور است............................................
***
گاو خر است...!!![]()
![]()
دراز کشیدم بر خاک سیاه
تا بادهای سرد بگذرند
خوابم برد
بیدار که شدم
مرده بودم
***
گفتی دوستم داری و.../رفتی
من زندگی خواهم کرد
اینا همش کس شعره بیخیال
***
مث این زندونیا هست که باید اعدام بشن و قبل اعدامشون یه چیزی رو می خوان /یعنی بهشون اجازه میدن که یه چیزی بخوان فقط یه چیز/منم دلم میخواد قبل خواب(...) یه روز کامل بدون اون باهات باشم فقط من و تو/بعدش خلاصصصصص
***

دارم درد میکشم
***
سعیده درداروچه رنگی میکشن ها؟/ولی من درد میکشم /میدونم چی میگی سعیده /الانه میگی امید میمیری/منم میگم خدا از دهنت بشنوه /ولی راستی مگه خدا میشه از جای دیگه ای هم بشنوه/میشه ها /کار غیر ممکن نره /بالاخره اون خداس/الهامم خداس/ولی اون هیچیو نمیشنوه /سعیده یکی داره هی داد میزنه ولی الام نمیشنوه/اهااااااا الانه ساعت ۵ هستشو من هنوز بیدارم و الانشم باید برم حموم/برگردم ساعت ۶میشه/بعدش هوس می کنم به الهام بزنگم /ولی نمیزنگم آخه .../آخه هیچی /اصلا به هیچ خری مربوط نیس/در عوض منم عصبیم به همه زنگ میزنم /تازگیا مزاحم یه خانومه میشم که آق شوهرش قول داده ازم شکایت کنه/بعدش راستی امروز تفلد منا دخمل همسایه بود /شاید هیچوقت ندونه من تفلد مونا کوچولو یادمه/تفلد خودم که تموم شد/آها امشب آبجی سعیده بهم توهین کرد /ناراحت نشدم /حتما اونم خداس/سعیده بچه خوبیه /الهام گاوسعیده رو تنها نذاری یه وخت هااااااااااااا/سعیده امروز امتحاناش تموم میشه /من حقوقم ۱۰۰۰تومان اضافه شد/حامد همیشه برام اسمس میفرسته /ماه سختیو پیش رو دارم ...آخه تفلد آرزو و روز مادر نزدیکه و من خر هیچ پولی ندارم که براشون کادو بخرم /یه روسری سه گوش برا خودم گرفتم که باید به دخترخاله بدمش /حرفام قاطی پاطی شد همش /هرچند دیگه هیشکی اینجاها نمیاد ولی همچنان من مینویسم /راستی من هنوز زنده ام /آهای سعید من هنوز الهامو دوس دارم ولی دیگه کاری باهاش ندارم /سعید افتخار میکنی که اینهمه مشهور شدی نه؟/دیگه جرفی ندارم/یاحق

تفلدم بود ...
تموم شد ...
یاحق ...![]()

دیروز با یک دسته گل رز به دیدنم آمد/با یک نگاه مهربان/همان نگاهی که من سالها آرزویش را داشتم و او از من دریغ می کرد /گریه کرد و گفت: دلش برام تنگ شده و بعد از رفتن من مث من عاشق پیدا نکرده /دلم میخواست فریاد بزنمو بهش بگم که هنوز دوسش دارم /ولی نمیتونستم و از روی اجبار فقط نگاهش کردم /وقتی رفت /سنگ قبرم از اشکهای بلوریش خیس خیس شده بود ...!
من ۱۳+۱ روز دیگر باید تو قرنطینه باشم /هه/آره من باید تو این ۱۴ روز خیلی پسر خوبی بشم /باید آهنگ غمگین نگوشم /باید از مرگ حرف نزنم /باید بخاطر همون غده ی قدیمی برم دکتر /باید دیگه به هیشکی گیر ندم /باید الهامو از یاد ببرم /باید به سعید فحش ندم و.../فقط بخاطر اینکه من بادی آجیمو از دست ندم /من مثل بچه ها داره باهام رفتار میشه /قبلنا بابامامانا بخاطر اینکه بچه ها شونو آروم کنن که کمتر بهونه بگیرن یا از کتک و زور استفاده می کردن یا از راه رشوه استفاده می کردن و گولشون می زدن/منو فعلا با وعده وعیدسر پا نگه داشتن /سرنوشت من چی میشه خدا میداند و بس/خودمم میدونم هااااااا/ولی من خدا نیستم/همه این بدبختیا بخاطر الهام است و بس و لاغیر /نههههههه بخاطر اینکه آجیمو از دست ندم /خدا کنه آجیم تو این ۱۴ روز بتونه تو امتحاناش موفق باشه /توروخدا هرکی اینارو میخونه دعا کنه براش /هم برای الی جونم و هم برای آجی خلم/من یه چند روزی اینجا نیستم شایدم برای همیشه نباشم آخه مسافرم /بازم برای خرید باسد تهرون برم /و مرگ دست خداست /خدا رو چه دیدید شاید اینبار سفر آخرم باشه /اگر من دیگه برنگشتم منو حلال کنید حتی سعید تو هم منو حلال کن /اگرم بنا به اون حرفای قدیمیا بادمجون بم آفت نداشت و من کماکان زنده بودم برمیگردمو ..../واووووووووو چه قد زر زدم ها/دعا کنید برام و دیگر هیچ...![]()
***
و در انتهای این بخششها
جز روحی نگران چیزی از ما باقی نماند
![]()
با تو سخنی ندارم
سخني با من نداري
سکوت ما، پرگویی دشمنانه است
و گفت و گوهامان يك خاموشي دراز تحميلي.
هرگز تو را نديده ام اما هزاران بار بوسيده ام
تو را در هزار شعر عاشقانه سروده ام
و هميشه از يادت برده ام.
***
ما به پایان نزدیکیم /شب را سیاهتر نکن...
SALAM GHABLE HAR CHI YE KHORDE AZ YE AHANGE BAHAL BESHNAVIN HAME CHI DASTETOON MIAD KE MIHKAM AZ CHI BENVISAMO CHRERA NARAHATAM
THE END roosh click ras konin bad gozineye save as ro bezanid
EIN AHANGO BENYAMIN KHOONDE /AVAL GUSHESH BEDIN BAD BERID VEBLOGO BEKHOON
![]()
HAME CHI TAMOOM SHOD/DELAM BARASH TANG SHODE BOOD/YEK HAFTE TEHROON BOODAN VA SEDAYE ALO ALO GOFTANE elham kheily aroomam mikard/azash khastam baham bashe/na einke mesle saeid bashe haaaaaaaaa/vali ..../goft naaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa/
***
GOFT OMIDVARAM DIGE BARNAGARDI /goft dige delesh baraye bashe goftanam tang nashode/goft halamo beham mizani/goft dige goftania hich dardio dava nemikonan /einaro hamasho too akharin tamasemoon baham goft/goftam /
![]()
SAEID GOFT :OMIDVARAM DIGE NAMZADAMO AZYAT NAKONI /OMIDVARAM DIGE SHOMAREHAYE MANO NAMZADAMO PAK KONI /tehroon boodam goft elham namoosame /goft bekhatere elham nabood tahala haleto sad bar gerefte boodam /goft age kootah nayay az dastet shekayat mikonam /
![]()
ELI GOFT : KHEILY SANG DEL SHODE/GOFT ..../eli mano dus dasht kheily /manam dusesh dashtam kheily naaaaaaaaaaaaaaa/binahayat /man elio miparastidam /eli goft beshinzendegi kon/eli shayad maghzesh fandoghi bashe/akhe ba einke midoone man ....bazam mige boro be zendegit beres
****
DELAM KHEILY GEREFTE/GERYAM GEREFT/MESLE SAG KHAHESH KARDAM /HAME KARI KARDAM /AMA NASHOD/MAN TOO BATLAGHAM /HAR CHI DASTO PA ZADAM BE ZARARE KHODAM BODDD/saeido elham balaye sare man kenare batlagh eistadan/ona bayad nigah konan ke man chejoori ghargh misham /saedeh kheilymihkad mano nejat bedeeeeeeeeeee/vali bande khoda nemidoone man ...........
![]()
IHISHKI SEDAYE GERYEHAMO NASHNID/DIGE ANDAZEYE ANE SAEID HAM MANO DUS NADARE/va digar hich
****
EINBAR KHODAHAFEZIM BA HAMEYE KHODAHAFEZIAYE GHABLAM FARGH MIKONE/BE KHATERE EINKE ELHAM KONKOOR DARE VA DALILE BADISH EINE KE SAEDEH VASETE SHODE/
![]()
HAME CHI TAMOOM SHOD /EIN BE NAZARE KHODAM CHERTTARIN PASTI BOOD KE TOO OMRAM TOO VEBLLOG NEVESHTAM/
rasty hishki ein matlabo nakhoone ke farda shab bargardam takmilesh konam /akhe alane ke daram minvisam chesham dare baba ghoor ghori misheeeeeeeeeee/toro khoda age khoondin farda shabam biaid bekhoonin

این دخترمه ...خوشکله نه؟؟؟
چیزی دیگه ای هم ندارم بگم فقط دلم برات تنگ شده
***
چندروزی که تهرون بودم تنها چیزی که یه خورده آرومم می کرد گاه گداری الو الو های اونی بود که دوسش داررم/سهم من از اون فقط شنیدن صداش در حد ..../خیلی بی انصافیهههههههههههههههههه
***

***
چقدر حرف هست و من فقط سکوت میکنم
آمدنت را سکوت کردم.
داشتنت را سکوت کردم.
رفتنت را سکوت کردم.
انتظار بازگشتت را هم.....
حالا نوبت توست...
باید در سکوت به تماشا بنشینی
سوختنم را
***
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه باید ها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخند های لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم :
باشد برای روز مبادا !
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند ؟
شاید
امروز نیز روز مبادا باشد !
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه باید ها...
هر روز بی تو
روز مبادا است
***

از این روزاس که میرم /دیگه خدائیش بریدم /من اگه کنار آب دریا برم دریا با اون همه عظمتش خشک میشه /من بریدممممممممم/حوصله ندارم جیزی بنویسم/یاحق

تو را گم کرده ام نه لابلای انگشتان دستانم
نه لابلای دیوارهای ذهنم
تو را میان دوست داشتن گم کردم
میان قلب خسته ام
تو را گم کرده ام و تو...
تو را گم کردم و تو هرگز پیدا نشدی
جایت را خرابه ها پر کردن
منبع:http://saba1364.blogfa.com/
***
تا حالا نشده که اینجا آهنگ بذارم ولی این آهنگ رو از محسن نامجو گوش بدید.که بفهمید چرا من اینو اینجا گذاشتم
ما به هم نمیرسیم
دلم بدجوری براش تنگ شده تازگیام احساس می کنم که اصلا نمیاد وبلاگمو بخونه...اصلا سرو کله ی این پسره از کجا پیدا شدکه ...خو منم آدمم خو منم.../خدااااااااااااااا خو خودت میدونی من خیلی وقته بیشتر کارای بدی رو که می کردمو ترک کردم پس چرا...؟/دارم به روز موعود نزدیک میشم/هیچ ناملایماتی هم تو زندگیم فعلا نیس (بجز دردای قدیمی)ولی دلم رفتن میخواد /نمیتونم ادامه بدم هیچ چیزیو/نمیتوننننننننننننننننمممممممممممممممم

![]()
![]()
![]()
![]()
...؟هاااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
***
در طول یک سیگار
به ابدیت فکر می کنم
و به تو
و به خاطراتی که هیچ گاه
تکرار نمی شود
یاحق![]()

همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست
خیلی ها میروند تا ثابت کنند عاشقند

میدونی چی دلم میخواد؟اینکه تو یه اتاق ساکت/یه اتاق تنها/یه اتاق تاریک تاریک/ازاون تاریکاکه فقط چهره ی توپیداست/بشینم/نه کنارت دراز بکشمو تا صبح همش نیگات کنم/تا خود صبح


شب تسلی بخش اندوه نگاهم بود و رفت
چلچراغی در دل شام سیاهم بود و رفت
کاروانی از غزل را پیش رویم می نهاد
او تمام هستی من ,تکیه گاهم بود و رفت
باز در کار دلم وا مانده ام بی یاد عشق
او همیشه چاره ساز اشتباهم بود و رفت
رفت و دیدم پشت پایش آتشی بر دل نهاد
او به وقت بی کسی تنها پناهم بود و رفت
مانده ام با یک سکوت تلخ در راه جنون
حاصل تشویش سال و سهم ماهم بود و رفت
حال دیگر او که اشعار مرا می خواند ,نیست
آشنای مهربان , پایان راهم بود و رفت
***
یکی نی به من بگه آخه خررررررر منتظر چی هستی ؟هااااااا
نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشمو اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد...
امید دلش خیلی گرفته/خیلی حرف تو دلمه /ولی نمیشه گفت /هیچ جا دیگه نمیشه ازش حرفی زد/کاشکی آدرس اینجاروفقط خودت داشتی /اون وخت میشد بگم....
سلام ...۱۳ بدر با همه ی قشنگیاش تموم شد /تعطیلات نوروز هم تموم شد/خیلی دلم گرفته/آخه فقیر فقراهائی مثل ما تنها دلخوشیشون همون ۱۳ روز اول فروردینه که متاسفانه تموم شد/سال ۸۷ خیلی بد بود /از اون بدا که هروقت فکرشو میکنم یه جورائی دلم میگیره /یادش بخیر نباشه هیچکدوم از خاطرات سال ۸۷/بیکاربودنم و زجرائی که بخاطر اون کشیدم /رفتن الهام /رفتن دخترخاله /قبول نشدنم تو آزمون تامین اجتماعی /افسرده شدنم (هرچند که آثارش تا الانه هم باقی مونده /و.../تموم اینا بخصوص اینکه هیچ سالی اندازه سال ۸۷ من گناه نکرده بودم که اونم به کلکسیون خاطرات بد سال۸۷باید اضافه بشه
بیخبر از همه جاخوابیدن چه شود ؟/بر مزار مردگان نالیدن چه سود؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید /ور نه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟
گر نپرسی حال من تا زنده ام /بعد مرگ من اشک و نالیدن چه سود؟
***
دلم گرفته از همه ی اونائی که دوروبرم هستن و یه جورائی همه مدعی ....مدعی همه ی چیزای خوب تو دنیان/آدمائی که تا دوستاشون تا اطرافیانشون تا حداقل اونائی که دوسشون دارن مریض یا نمیرن هیچ سزاغی ازشون نمیگیرن /حرفمو دارم به اون آدمائی میزنم که کارشون شده مرده پرستیو مرده پرستی /یاشد بخیر یه همسایه داریم که یه پسره داشتن که آق پسره ما از بد روزگار اومد ومعتاد شد/همین اق پسر همسایه همین که معتاد شد دیگه همه به چشم یه آدم جانی قاتل و فاسد نگاهش می کردن /یادمه بعضی وقتا همسایه ها وختی از کنار دستش رد می شدن فوش و لعنت نثارش می کردن/حتی خونواده ی خودش به جزء مامانش همه طردش کرده بودن/هی هات /یه روز از همین روزای لعنتی پسر همسایه ما بارو بندیلشو بست و از این دنیا خداحافظی کرد/خدارحمتش کنه /حالا فیلمنامه به جاهای چرتش رسید /حالا اون روی سکه دیگه داشت معلوم می شد /حالا مرده پرستی آدمای اطراف داشت گل می کرد/بعد فوت اون جوون همسایه /همون آدمای نامردی که پشت سرش حرف می زدن شروع کردن به شاخ و بال داددن به اون بینوا/یکی از قدش می گفت یکی از حرف زدنش/یکی تو سر می زد یکی سرشو تو زمین می کوبید/یکی .../یکی.../خیلیییییییییییی ها ازش به خوبی یاد کردن و ناراحت بودن /ولی یکی نیس به این آدمای لعنتی بگه که آخه نامردا اون وختائی که بیچاره احتیاج به کمک داشت چرا هیشکی دستشو نمیگرفت /هااااااااااااااااااااااااااااا/چرا ؟حالا که رفته /حالا .../مرده پرستا/راستی منم حالم داره مثل پسر همسایه میشه

یه روز از خواب پاشدم وقت نماز بودش
من آماده شدم
نه اینکه نماز بخونم ها آماده شدم آخه دیشبش بهت قول داده بودم تورو یه جائی ببرمت
خودمم نمیدونم کجا
اصلا من مثل اون آدما شدم که هیچی نمیفهمن
الانه من بالا سرتم
هه
تو همش تو خواب داری می خندی
من یه کار بدی کردم
بد که نهههه ها ولی اصلا به کسی چه ؟
تو دهنت تو خواب باز مونده خو منم طاقت نیاوردمو لب پائینیتو ...
تو حالا بیداری
من حاضرم(الان دارم داد میزنم)
منم حاضرم (اینم تو داد زدی )
تو ولی حاضر نیستی
آخه همش عادته که قبل از بیرون رفتنامون میری اون جائی که همه میرن جیش میکنن
تو حالا بهم میگی بریم شهر
من میگم باشه
ما الانه شهربم
تو همون لباس خوشکلت رو پوشیدی منم همینطور
من الانه داره حسودیم میشه
خو آخه این نره خرا همش دارن تورونیگاه میکنن
داد میزم زودباش برگردیم
تو میگی باشه
دیگه هیچی نگفتی آخه اگه میگفتی گریه ت میگرفت
ما الانه داریم برمیگردیم
صدای هیچی نمیاد
آسمون ابریه
تو هیچی نمیگی
منم هیچی نمیگم
بعدش تو فوتبالیست شدی
آخه داری همش یه سنگو لگد میکنی
الانه وسط راهیم /بهدش یهوئی وسط راه بارون میگیره
از اون بارونائی که آدمو عین یه چشم بهم زدن خیس خیس میکنه
من دارم تند تند راه میرم /بهدش تو هی یواش داری راه میری
بعد وختی دیدی داری از من عقب میفتی تو هم تند تند راه رفتی
وایییییی تو یهوئی پات پیچ خورد /نه اینکه پیج بخوره ها /یعنی از اون پیچا خورد که خوردنی نیس
از همونا که دردت گرفت
حالا همش داری گریه میکنی
منم عصبی میشم میگم گریه نکن بیا بغلم
تو هی هیچی نمیگی
تو الانه بچه پررو شدی و اومدی کولم
آسمون داره یواش گریه میکنه
پدرم داره در میاد آخه تو همش داری بلند بلند گریه میکنی
من با تو قهرم /یه کمی قهرم
ولی تو خیلی قهری /از اون قهرا که ....که اینجاشو نمیدونم
آهاییییی آسمون بهش بگو خیلی دوسش دارم
اینو من داد زدم
تو هم داد زدی گفتی دوست دارممممممممم البته تو ایناروتو دلت گفتی
حالا تو داری گوشای منو میخوری
خو چیه منم الانه داره گریه ام میگیره
بعد بهت میگم از این به بعد حرفامو گوش میکنی ؟
میگی اوهوم
میگم اوهوم نه بگو بله
میگی اوهوم بعدش می خندی/بلند میخندی خیلی بلند بعدش هردومون میخنیم خیلی بلند
بعدش گریمون میگیره
ما خل شدیم /البته من که بودم ها ولی تو هم شدی
رسیدیم خونه
خیس خیسیم
من مثل این بچه ها که انگار نه انگار کسی دورو ورمونه همه ی لباسامو در میارم /همشو
میرم لباس برات میارم /از اون لباسا که زیر بارون خیس نشده
تو میگی برو بیرون خو
میگم نه نمیرم تو هم میخندی و سرتو پائین میکنی
از اون پائینا که انگار داری خجالت میکشی
تو آروم داری لباساتو در میاری
منم آروم بدون اینکه تو بدونی از اتاق میرم بیرون آخه تو همش داشتی خجالت میکشی
تو اومدی پیش من جلوی من میشینی /حالا تکیه دادی به من
تو داری به نوک انگشت اشاره من که داره رو شکمت راه میره نیگاه میکنی
حالا بغل من تنگ تر میشه از اون تنگا که هیشکی نمیتونه جداش کنه
امید برام قصه میگی؟/اینو تو بهم گفتی /یه جوری گفتی که تموم بدنم به لرزه افتاد
من دارم قصه میگم
قصه مترسک
قصه ی کرگدنها
قصه ی نازی همون نازی که تو کماس
قصه ی خودمونو
قصه ی ...
تو داری گریه میکنی
بقیه شو هم نمیگم ...اصلا بقیه نداره
همه چی تمومه بقیه نداره که
ولم کنیددددددددد

****
بعضی وقتا باید یه گوشه بشینی و عزیزترین آدمای زندگیت رو نگاه کنی که دونه دونه از زندگیت خارج میشن ٬ ازهمون زندگی که هر کسی رو توش راه نمیدادی . حتی فرصت نمیکنی با یه لبخند کوچولوبدرقهشون کنی ... مثل پسری که دخترخاله ی عزیزشو که خیلی دوس داره رو موقع خداحافظی تو ترمینال نمیتونه بغل کنه بخاطر اینکه همه اونجا حاضرن ...فقط با یه لبخند تلخ با هم خداحافظی می کنن
.***
راستی از این به بعد باید تمرین کنم که در مورد الهام و سعید هم هیچی نگم
یه مسافر باید بره آخه رفتن همه ی دارائیشه
راستی امشب یه کار بد کردم /امشب من یه چیز خیلی بد خوردم/حالا ۱ ساعت از خوردنش میگذره ولی حالا پشیونم مثل سگ /عصبی نشین /حالم گرفته بود /برای فرار از دلگرفتگی این کارو کردم ![]()
یا حق!!

بودنت یادم رفته است
گویی هیچ وقت نبودی
نه رنگ چشمهایت در خاطرم هست نه رنگ پوستت و ...
گویی هیچ وقت نبودی
گویی هیچ سلامی بین ما رد و بدل نشده . گویی حتی هیچ بوسه ای
تلخ هم حتی نه. مزه گسی زیر دندانم می رود و بر می گردد و ...
تمام شده ام ...
***
امشب خیلی دلم گرفته بود خیلی منتظر سعید شدم که بهم زنگ بزنه /نزد/منم ساعت ۱۲ شب بود که ماشینو از بابا گرفتمو از خونه زدم بیرون که وسطای آهنگ محسن نامجو بودش (زلف رو بر باد مده ...)که یهوئی از پشت زدم تو باسن ماشین جلوئی !!اصلا نفهمیدم ماشینه از کجا سبز شد/نه اون چیزیش شد نه خودم
***
روحم خیلی درد میکنه!!احساس غربت میکنم /و دیگر هیچ.../البته فعلا
***
به چراغانی کوچه دلخوش نکنید
آن انتها
کسی مرده است
***

این عکس رو خیلی خیلی دوس دارم منو یاد خیلی وقت پیشا میندازه

تو نیستی
اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم
نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
تونیستی..اما
من باتوزندگی میکنم
دوست داری بخند
دوست داری گریه کن
و یا دوست داری
مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم
دیگر چه فرقی میکند
باشی یا نباشی
من با تو زندگی میکنم
من با تو زندگی میکردم
من باتوزندگی میکنم
من باتوزندگی میکنم
اما دیگر نمیگذارند
نمیگذارند که نههههههه
یکی گفت:نمیشود که من باشم
نمیشودکه اویاشد
نمیشود که نهههه
میشود
یعنی ....
یعنی نه....
نمیشود!!!
نقطه سر خط

سعید زنگ زد ...تیرخلاص رو هم زد ...به هیشکی ربطی نداره چی گفتیم باهم/فقط یکیشو میگم که گفت اون و الام مال هم شدن /سال ۸۷ رو هیچوقت فراموش نمیکنم/این یکیو خودم دارم میگم/سال ۸۸ هم همینطور/اونا همدیگرو دوس دارن/سیعد گفت:امتحان تموم/برگه ها بالا/دیگه نذاشت هیچی بنویسم /خیلی وقته که نذاشته هیچی بنویسم/من صفرشدم /سعید گفت:امید موفق باشی/خندم میگیره/من صفر شدم/من تنها شدم/بودم ها..ولی حالا بیشتر شدم
تمام شد . /همه چیز تمام شد.. /همه آن انتظارها/همه خواهش ها/همه التماس ها.../هوا ابریست/صدای من شنیده نمی شود/هق هق چشم هایم/بغض نگاهم ../دلتنگی اشک هایم ../همه خاطره می شوند/نه من خاطره میشوم
دیگه تموم شد خو .../خو مگه چیه خو.../سعید من دلم گریه میخواد/راستی کاشکی میدونستم که چرا ...هیچیییییییییییی من نمیتونم الانه فکرمو متمرکزکنم/دلمم نمیخواد صحبتای امروز خودمو سعید رو اینجا بگم/فعلا چیزی ندارم که بگم/الانه ساعت ۰۴:۵۹ دقیقه هستشو من...
امشب نمیتونم چیزی بنویسم چون قاطی دارم امشب /اگه عمری موندو ...میامو فردا حرفای دلمو مینویسم/راستی سعید امروز آرومم کردی /نههههههههههههههه اون لحظه آروم بودم حالا ریختم بهم/خیلییییییییی/سعید خداکنه چه باهم وچه بی هم خوشبخت شین
***
همیشه ........
پیش از آن که فکر کنی
اتفاق می افتد..
***
غمم آشکار
اشکم جاری
و این تنهایی و سکوت و خلوت شبنم زده من
ای کاش گذری بر اندیشهام میکردی
ای کاش به خاطر میآوردی که زمانی گریههایم خوابت را پریشان میکرد
ای کاش...
به یادم باش، گاهی
مانند نسیمی که سرزده به باغ خزان زده سفر میکند
برگهای زردم زمین خستگیهایم را فرش کرده است
آیا کسی در پشت این دیوار غصهها به یاد اشکهای من میافتد
آیا کسی صدای لرزان مرا نگران و خسته به یاد میآورد
به یادم باش
مانند آن مادری که فرزند قد کشیدهاش را به رسم کودکی به آغوش میکشد
من همان پسرکی 23 ساله ام
که آغوشی میخواهم که مرا مانند کودکیام آرام کند
به یادم باش.... گاهی
اگر میخوانی
اگر هنوز هم نگران اشکهای قایم شده خلوتم هستی
به راستی هنوز هم در قلبت جایی دارم؟ 
الهام دلم برات تنگ شده ![]()

بازم سال نو مبارک/حرفامو به دل نگیرید /من همیشه اینجوریم/ایشالا سال موفق و خوبی رو با خونواده ی گلتون پشت سر بذارید
الام من هنوز منتظرم ها...!!!![]()

من بازم برگشتم /نمیگم چرا این مدت نبودم /فردا شب شاید بیام بعضیاشو بهتون بگم/الانه خوابم میاد فقط/ببخشید ولی خوابم میاد/تا فردا شب یا حقققققق
ما هر روز با هم دعوا میکردیم/همدیگه رو دوست داشتیم
دعوا کردنامون رو هم دوست داشتیم
هر روز با هم قهر میکردیم/هر روز برای همیشه با هم قهر میکردیم
هر روز با هم آشتی میکردیم
خوب بود/هیجان داشت/واقعاً دعوا میکردیم ٬ واقعاً قهر میکردیم ٬ و واقعاً آشتی میکردیم
هر روز با هم دوباره دوست میشدیم
هر روز دوباره همدیگه رو دوست میداشتیم
تا یه روز/یه بار/تو یکی از این دعوا ها
که درست مثل همهی دعواهای قبلی بود
که با هم برای همیشه قهر کردیم
دیگه آشتی نکردیم.من قهر نکردم اون کرد
قهرکردنش تا همیشه طول کشید.
قصهی ما داره تموم میشه /یعنی اون گفت تموم شد.
حیف شد٬
ولی تموم نشده نه؟؟؟

یادت نره که یه نفر اینجا داره جون میده هاااااااا![]()
۱- کاشکی کل این چند سال آخر زندگیمو همش تو خواب بودم کاشکی فردا وقتی از خواب بیدار شدم بازم تو سن ۱۸ سالگی باشم...کاشکی ....
/
۲- یه روز کامل تو شهر از ما بهترون ها!!!!!آره یه روز کامل تو تهرون بودن واقعا آدمو خسته میکنه...بقیه شو هم نمیگم/میگم هاااااااولی الانه نمیگم فردا شب میامو همشو میگم
۳-یکی یه چیزی تو یه وبلاگی نوشته که حسابی داغونم کرد (هرچند که اینو میشد فهمید که اومده خودشیرینی کنه ولی ...)خوب هرچی باشه منو حسابی بهم ریخت![]()
۴-سعیده خره.....![]()
۵-نازی هنوز تو کماس...![]()
۶-خاله نبات با اینکه ۴۱ سالشه ولی واقعا یه دوست واقعیه
۷-خیلی خوابم میاد
۸- ...!!
۹-چرا نگران باشیم شاید هرگز پیش نیاید!!!ا

فردا دارم میام به تیرون
اگه فردا بیام تهرون. میشه اولین بار...خوچیه؟چیکار کنم تاحالا فرصت نشده که بیام
ولی من فردا شب دارم میام طهران...![]()
خیلی ......نمیدونم چه جوریم ولی نگرانم...همین
این پسره که تو عکسه منم دختره هم الهامه نه الهام؟؟![]()
وقتی دیدم که اومدی خیلی خوشحال شدم خیلییی
ولی بخدا مطلب قبلیو همشو از سر دلتنگی نوشتم /آخه من نه سغید رو میشناسم نه هیچ چیز دیگه ای /گفتم که دلم گرفته بود/راستی گفته بودی از سیاهی بالاتر رنگی نیست و از این جور حرفا؟/آخه مگه من چی گفتم که تو این جوری برداشت کردی هاااا؟؟چی گفتم ؟ولی حتما گفتم که باعث شده برداشت منفی کنی /ولی بازم میگم مرسی که اومدی /همینی که میای اینجا خیلی آرومم می کنه مرسی![]()

وقتی که دیگر رفت
وقتی که دیگر نبود......
من به بودنش نیازمند شدم
من در انتظار آمدنش نشستم........
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست می داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم.....
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.....
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن......
بنام خدا
بذاريد قبل از اينکه حرفي بزنم يه سري نوشته از کساي ديگه رو اينجا بزارم بعد ميريم سر اصل مطلب!/الهام:سلام سعيد جان.اميدوارم حالت خوبه خوب باشه.نميدونم بايد چي بگم!فقط بابت حرفام معذرت.خيلي شرمندتم.اميدوارم منو ببخشيو شرايط اون شبمو درک کني.خيلي حالم بد بود.اما ميدونم اينا دليل نميشه.به خاطر تمام مهربونيات و به خاطر تمام خوبيات ممنووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون.دوست دارم عزيزم و هميشه به يادتم.
الهام:سلام عزيزم.اميدوارم حالت خوب باشه.ميخواستم بابت همه ي نوشته هاي قشنگت ازت تشکر کنم.اما ميدونم هر چه قدرم بگم کمه.فقط ميتونم بگم...خيلي خيلي خيلي...........ممنون. تو رو خدا مواظب خودت باش.
اينا نظرات الهام بود که تو وبلاگ سعيد نوشته شده بود...بالاخره پيداش کردم وبلاک آقا سعيد رو ...وبلاگي که از اول تا آخرش ...!
خيلي سخت بود برام دوري الهام ولي با ديدن وبلاگ اين پسره سعيد يه کم آروم شدم يه خورده /زمان همه چيو حل ميکنه/راستي سعيده ميدوني فرق بين منو سعيد تو چي بود ؟سعيده تقصير من چيه نتونستم مثل سعيد زبوني دوست داشتنمو به الهام بگم؟ ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟سعيده بگوخو؟
دروغگو خانوم من به هرچي که بخوام ميرسم ...يه روز اگه منو در خونتون ديدي تعجب نکن !!وديگر هيچ
راستي من هنوزم دوست دارم ...هروقت تنها شدي ميتوني رو من حساب کني/البته اميدوارم که اين دوست دارمهاي آقا سعيد تا آخر عمر باقي بمونه/سعيده اين خرو ول نکن حواستم بهش باشه اين فعلنا کله اش داغه
ياحق
من باکفش پاره به هيچ جا نميرسم ...!هیشکی نمیرسه !شایدم رسید ولی به من چه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
چشمانش را میبندم
سردی آب از لای انگشتان پا تا خشکی لب هایمان بالا و پایین میدود
باد میوزد
شب است
جزیره همین نزدیکی هاست
و زمان از میان انگشتهایم میلغزد
او که دور شد، نوک زبانش را با لبم میبوسم
در آغوشم تکه ی برفی سفید ، آب میشود
آب بخار میشود
نگاهش که میکنم، رنگین کمان میشود
سر میخوریم و در واقعیت زندگی میکنیم
تا شب، دوباره سوار رنگین کمان عاشق شویم
در این بیابان، چیزی عجیب است
و رد پایی که آشناست
و منی که در میان جزیره ی خودم گم شده ام.
فردا سفر میکنیم.
با کسی که نمیداند کیست.

چه قدر دلم برایت تنگ شده است...برای نازکردن ات..تا به نظاره بنشینمت آرام زانو بشکنم غبار عینک نداشته ام را پاک کنم....چه قدر دلم برای خودم تنگ شده است...ابروانم را گره کنم و کودکانه بگویم قهرم....چه قدر دلم برایش تنگ شده است .....تنهایی ام را می گویم ....تنهایی و حجب و حیای یه مزرعه ...حالا دیگر کلاغ ها دوستم شده اند.....دوست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه قدر دلم برایت تنگ شده است....آنچنان درآغوشم دوری که گویی تمامی دلتنگی هایم را به انتهای گلویم رسوب می دهم و اشک هایم به روی شونه هایت می ریزد.....چه قدر دلم تنگ شده است......عینک نداشته ام را برمیدارم..غبارش را پاک می کنم....برهنه می وشم...می چرخم.....زانو می شکنم..نظاره می کنم.....ابروانم را گره می کنم و کودکانه می گویم قهرم...کلااغ ها را پر می دهم...تنهایی ام را باز می یابم...
یه کمی از خودم:
دلت می خواس بازی کنیم /گفتم چه بازی ؟/گفتی چشم بذار من قایم میشم /چشمامو که بستم ...۱۰..۲۰...۳۰...۱۰۰۰ بیام؟/جواب ندادی /ولی من دنبالت اومدم /نبودی/خیلی وقته نیستی /من چشم گذاشتم/من چشم گذاشتم/من چشم گذاشتم/ تو قایم شدی/دوباره چشمامو میبندم /۱۰..۲۰..۳۰...دیگه هیچی نی/بقیه شو هم نمیگم آخه هیچوقت نگفتم
راستی به یکی قول دادم که دیگه پیشش از غم و ناامیدی نگم ![]()

الانه ساعت ۳ نصفه شبه من رفتم پیشش/آجی یاسی اصلا حواسش بهم نیست /بنده خدا انگاری خوابه آخه این روزا خیلی خستس خیلییییییی /رفتم به پرستاره گفتم اجازه هست برم دوستمو ببینم ؟نگام کرد و جواب نداد!داد زدم گفتم میخوام ۵ دقیقه دوستمو ببینم لطفا!!!بعدش یهوئی یه خانم کوچولو که داخل یه قاب بود انگشتشو .همون انگشته که باهاش اشاره می کننو گرفت جلو دهنشو گفت :هیسسسسسس!نیگاش کردم تازه اونم هی نیگام کرد فکر کنم ازم خوشش اومده!!!بعد دیگه هیشکی اینجا نیست نههههههههههه یاسمنی هس که اونم بنده خدا خوابش برده حالا یه خانوم پرستاره اومد/ رفتم سلامش کردم گفتم من برم دوستمو ببینم ؟آخه از شهرستان اومدم ؟/اون پرستار خوبی بود ولی نمیدونم چرا همش دستشو جلوم دراز می کرد و هی میگفت به من بینوا کمک کنیدتازشم بعدش پرستار مهربونه همونی که هی از همه کمک می خواست بهم گفت تو آزادی هر جا که میری برو اونم منو دوست داشت /من رفتم در اتاق نازی /اونجا همین که درو باز کردم همون دختر کوچولو که انگاری منو دوس داشت دوباره تو اتاق نازی بود /ازش خواهش کردم تنهام بذاره آخه میخواستم تنهائی با نازی حرف بزنم /اون نرفت همش هی می گفت هیسسسسسسسسسسس/خو منم بخاطر اینکه نرفت بیرون باهاش قهر کردم ولی اون پررووووووو همش منو نیگاه می کنه آخه هی می خواد منتمو بکشه /هیسسسسسسس نازی خوابه نههههههههه نازی رفته /نرفته هاااااااااااااااااا ولی .........نمیدونم /من الانه کنارشم دستاشو گرفتم /اون یهوئی جاخورد /داد زد کمک کمککککککککککک /تو کی هستی /هی داد می زد یاسمن بیا بیبن این کیه /ولی اصلا صداشو کسی نمیشنید!ولی من میشنیدم داشت گوشام کر میشد/داد زدم گفتم یواشششششششش منم امید!!!!خندید گفت امید چه خریه؟گفتم نمیدونم کدوم خره ولی داداش یاسمنم ...بهم خندید فکر کنم میخواست منو ضایع نکنه ...یه دفعه ای گفتم بهش اگه گفتی جای کی خالیه؟هیچی نگفت...فقط یه دونه آه کشید.بعدش بهش گفتم نازی چرا بیدار نمیشی ؟ مگه نمیبینی این همه منتظر توهستن ؟گفت من که بیدارم ؟نیستم ؟گفتم نههههههههه از اون بیدارا شو که میتونی راه بری میتونی غذا بخوری !!!/خندید گفت تو دیوونه ای ؟گفتم من امیدم دیوونه نیستمبازم بهم خندید..گفت میشه بری یاسمنو بیاری آخه دلم براش تنگ شده /گفتم باشه /یاسمن بیدار شو آهاییییییییییی خره بیدار شو /ولی بیدار نشد/اون هی اینقذه خستس که صدامو نمیشنوه /برگشتم پیش نازی /سلام کردم هم به نازی هم به اون بچه /ولی بچه هه همش دیوونس /آخه هی میگه هیشسسسسسسسس/گفتم نازی چرا با اینکه اینهمه دوست دارن بازم نمیخوای پاشی ؟بعدش یه جور عجیب غریبی نیگام کرد /ترسیدم /داد زدم گفتم خو مگه چیههههههههه ؟اون یاسمن بیچاره رو با اون همه آدمی که اون بیرونن و فقط بخاطر تو دارن هی گریه می کننو نمیبینییییییییی؟؟؟؟/هاااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟مغروررررررررررررررر؟چتههههههههههههه؟/نازی بازم هیچی نگفت ولی تو نیگاش خودندم که دلش تنگ شده /هر چی نیگاه کردم نتونستم ببینم برای کی دلش تنگیده /گفتم میخوای گریه کنی ......بازم هیچی نگفتتتتتتتتتتتتتت/داد زدم دیوانههههههههههه/مغرور/خودخواههههههه/////بیدار شووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو/یهوئی همون موقع یاسمنی بیدار شد/اومد چسبید به دیفار اتاق نازی/یهوئی نازی با صدای بلند داد زددددد یاسمنننننننننننننننننننننننن(خیلی بلند)یه دفعه ای نمیدونم چرا منم داد زدم:یاسمننننننننننننننننننننننن/آهای یاسمننننننن/ولی یاسمن چسبیده بود به اتاق نازی /نمیدونم چیکار میکرد اخه هی دستاشو میبرد آسمونو یکیو صدا میکرد تازشم گریه هم میکرد /ازم پرسید امید یاسمن داره چیکار میکنه ؟گفتم نازی جون داره ورزش میکنه !!!!!!!!!!!!!!!یه دفعه ای یکی زد تو سرم گفت خنننننننگگگگگگگگگگ داره گریه میکنه داره از خدا خواهش می کنه /خو منم داد زدم گفتم خو چرا می زنی ؟ من بیچاره چیکار کردم خو وقتی خودت میدونی بخاطر تو داره گریه میکنه پس چرا میذاری ............./راستی من مونده بودم چرا یاسمن بهم اون موقع محل نمیذاشت /با ناز خیلی حرف زدیم خیلی تا اینکه یهوئی انگاری راضی شد که برگرده پیش یاسمن /نمیدونم چی شد که من دیگه هیچی نفهمیدم /فقط فهمیدم که یه نور سفید اومد و دست نازی و گرفت و از جاش بلندش کرد /بعدش من دیگه هیچی نفهمیدم /بعد که بیدار شدم یاسمن و نازی و همه رو که بیرون اتاق بودنو دیدم که همه داشتن از خوشحالی گریه می کردن /فکر کنم نازی برگشته بود /واوووووووووووووووووووووووو اره نازی بیدار شده بود /نههههههههههههههههه تو بغل یاسمن داشت گریه می کرد /بعدش من خواستم که از جام بلند شم ولی نشد /فکر کنم از شدت خستگی شب بود که نتونستم از جام پاشم/داد زدم اجی /یاسمن /نازی /پدرام /بیاید منو بلند کنید خودم نمیتونم بیدار شم پاهام خواب رفتننننن آهاییییییییییییییییییییییییییی/کسی صدامو نمیشنوه حتی نازی!!!!!!!!!!/نههههههههههههه همه داشتن میرفتن همه /نازی هم با یاسمن یواش یواش رفت /حالا فقط من موندم تنها و دختربچه ی تو قاب
سلام امروز نه مرض داشتم که اومدم اینجا نه حال اینجا رو داشتم فقط یه مشکلی پیش اومده آخه می دونین چیه ؟یکی از دوستام البته دوست من نیس ها ولی دوستمه خووووووووووو...آره همون که یکمی دوستمه الانه تو بیمارستانه و حالش خرابه و قصد من از امشب اومدنم اینجا همین بود که بهتون بگم بچه ها من بلد نیستم دعا کنم ولی توروخدا هرکی که بلده دعا کنه و دلش پاکه بشینه از خدا بخواد که این خانمو که تو بیمارستانه شفا بده (فقط یخه ی امامارو نچسبین هااااا آخه اونا کاری ازشون بر نمیاد ) فقط از آق خداجونم بخواین که همه ی بیمارا بعدشم این خانمو که دوست اصلی یاسمن هستش رو شفا بده .........بعدشم یکی دیگه هستش اون یه آقای ۵۰ سالست که سرطان داره اسمش عمو ابراهیمه اونم دکترا جواب رد بهش دادن ...تورو خدا دعا کنین که عموابراهیم هم خوب شه آخه اون ۴ تا دختر بی مادر داره که اگه بیادو از این دنیا بره دختراش .........
بعدشم یکی دیگه هست که برای اونم دعا کنید دعا کنید که این که آخریه که هنوز معرفیش نکردم بمیره که هم خودش هم خونوادش هم همه ی اطرافیانش از دستش راحت شن. باشه ؟این آخریه یه جوون ۲۳ سالس همین ....توروخدا دعا یادتون نره ![]()
![]()

دیدی؟بالاخره دخترم لباس پوشید!!
خداجون.....
توروخودت
راستی من بازم دلم گرفته ...ولی صبرم زیاده خیلییییییییییییییییییی تا آخر فروردین هم صبر میکنم ( بقیه شو هم نمیگم)
در جلسه امتحان عشق
من مانده ام و یک برگه سفید !
یک دنیا حرف ناگفتنی
و یک بغل تنهائی و دلتنگی ...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود !
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند !
و برگه سفیدم
عاشقانه قطره را به آغوش می کشد !
عشق تو نوشتنی نیست
در برگه ام کنار آن قطره
یک قلب کوچک می کشم !
وقت تمام است
برگه ها بالا...

یه کمی از خودم :
نمی دونم که فردا و پس فردا و پس اون فردا
چقدر حوصله ام ممکنه سر بره و دلم بخواد که دوستام پیشم باشن
اما الان می دونم که حس می کنم
بیشتر از فردا و پس فردا به دوستام احتیاج دارم
دلم می خواد سرم گرم باشه
فکر نکنم به هیچی نه به دردام نه به رفتنا نه به ...
وقتی فکر می کنم
بغضم می گیره
دست خودم نیست و نمی دونم چرا
سحر میگفت:
آدم باید به چیزای خوب فکر کنه
من هم همش
تا فکر بد میاد تو سرم
سرم رو محکم تکون میدم که فکره بره ولی آخرش سرم تندی درد میگیره
الهام رفت
ما دلمون تنگ میشه براش(من و دخملم)
برای دور هم بودن هامون و خوش گذرونی هامون
خودمم دارم میرم جاهای خوب خوب
میگما، راستی دلتون برام تنگ نمیشه ؟
راستی آهای زندگی تو کی می خوای تموم شی ها ؟
به چیزی فکر نکنم ؟اینارو پسرخاله میگه![]()
پسرخاله هم دلش خوشه هاااااااااا/////راستی دلم می خواست یکی بود
تو بغلش زار می زدم اینقذه که آخر گریه هام لباساش خیس خیس میشدبعدش...![]()
سعیده گفت : من بچه خوبیم
(اینو تو دلش گفت)
ته همه ی اینا خدا داره میگه:...نه اون هیچی نمیگه .اون فقط داره نیگاه میکنه .فکر میکنه من ایوب پیامبرم !!!خدا بازم داره نیگاه میکنه الانم هی نیگاه میکنه ...من خداجونمو دوس دارم ...میگن هر چه از دوست رسد نکوست حتی اگر عذاب باشد![]()
***
راستی تولد شادمهر عزیز رو هم به همه ی اونائی که دوسش دارن تبریک میگم
(۲ روز پیش بود ولی اشکالی نره)

یاحق![]()
یه کمی باز از خودم :
منم دل دارم هااااااااااااا![]()